تبلیغات
دل نوشته های من به هونیا...... - گم شدن در خود...!

گم شدن در خود...!

چهارشنبه 24 اردیبهشت 1393 09:16 قبل از ظهر

نویسنده : الهام داوری
ارسال شده در: آمدنم بهر چه بود؟ ،
خود را گم کرده ام ، خودرا میان زمین و آسمان خدا گم کرده ام ، میان بازی های کودکان شهرم ، میان دوچرخه سواری دو دختر نوجوان پرشور ،میان آسمان بارانی وهوای دونفره و زوج های یکی در میان نیمکت های پارک خیابان نسترن،میان بوق های ممتد پشت چراغ قرمز،میان صدای سازهای ناکوک پسرجوان پل عابر و پیرمرد نابینای مترو، میان مانتوهای تابستانی گل گلی و رنگارنگ هفت تیر ، میان صنایع دستی ظریف ویلا، میان لاله های خوش رنگ پارک تازه ساخت ده ونک، میان بوی کاغذ نوی کتاب های تورق نشده شهر کتاب،میان بوی خوش نسکافه های کافه قنادی انقلاب،میان دکورهای خلاقانه نشر افق،میان تـءاتر های همیشه بر صحنه تـءاتر شهر،میان موهای 12 رنگه دختران شهر،میان آرایش های غلیظ و ساپورتای تنگ، میان یکی شدن تیپ های رسمی وغیر رسمی، میان آلودگی هوا مزاحم همیشگی تهران، میان تمام زرق وبرق دنیا خود را گم کرده ام یا گم شده ام ،شاید کسی را گم کرده ام وشاید هم کسی مرا گم کرده است،صورت مسأله را نمی دانم ،تنها میدانم دلم برای کسی تنگ شده است ، شاید هم شور کسی را می زند و شاید از کسی دلگیرم  ، آنقدر همه چیز پیچیده شده که نمی توانم تفاوت این سه را تشخیص دهم ...
نمی دانم خودخواه شده ام یا خودلاست*!! تنها می دانم این بیماری که نه، دردی که دچارش گشته ام طعم شیرینی دارد که آخرش تلخ است و مزه تلخی تا مدتها در دهان میماند...
درد خودلاست نجات دهنده است و گاهی می تواند کشنده هم باشد و آن ،زمانی است نتوانی این درد را تشخیص دهی وبا آن مبارزه کنی ، تشخیص این درد به دکتر و آزمایش های مدرن وپیشرفته امروزی احتیاجی نداره چون هرکسی دچار این درد مزمن ونادر نمیشه...!
وقتی خود را گم میکنی و دچار درد خودلاست میشی که وقتی تنهایی ، وسیع که میشی فکر میکنی آنقدر فکر که غرق افکار میشی نه فکرای مزخرفی مثل پورشه فلان استاد و پنت هوس فلان مدیر یا فکرای از اون مزخرف تری مثل تورم کلیشه ای کشور و یارانه های بی کلاس دولت و... عمیق فکر میکنی نه سطحی مثل این فکرهای مزخرف گفته شده ، وسیع و عمیق میشی دید پیدا می کنی ، صاحب نظر میشی ، دیگر حرف های صد من یه غاز نمی زنی ، دیگه حتی حرف هم نمی زنی ،لال میشی فقط نظاره میکنی ، نگاهت عکس می شه ، سکوتت حرف میشه،گوشت ضبط، سیستم مغزت فعال می شود ، ضربان قلبت موسیقی و راه رفتنت رقص طبیعت می شود طبیعت دوست میشی، ساده میشی،جالب ها را جالب تر ، زیبا ها را زیباتر میبینی ، زشت ها را نمی بینی ...
سالها، ماه ها دنبال گم شده ات در دنیا می گردی گم شده ای که نمیشناسیش... و نمی دانی خودتی یا یه نفر دیگه، اما نه گذر زمان تاریخی ، نه تغییر مکان جغرافیایی و نه هیچ چیز دیگری وسیله ای برای پیدا کردن گمشده ات نمی شود..

* خودلاست : لاست به انگلیسی گم شدن، گم شدن در خود



دیدگاه ها : () 




آخرین ویرایش: شنبه 17 خرداد 1393 09:28 قبل از ظهر



 
لبخندناراحتچشمک
نیشخندبغلسوال
قلبخجالتزبان
ماچتعجبعصبانی
عینکشیطانگریه
خندهقهقههخداحافظ
سبزقهرهورا
دستگلتفکر