تبلیغات
دل نوشته های من به هونیا...... - اقامتگاهم مسافرخانه ایست حوالی ایستگاه دنیا....

اقامتگاهم مسافرخانه ایست حوالی ایستگاه دنیا....

شنبه 16 آذر 1392 08:32 بعد از ظهر

نویسنده : الهام داوری
ارسال شده در: آمدنم بهر چه بود؟ ، فرزند صالح... ،
میگویند 21 سال و 2 ماه و 7 روز پیش تصمیم به سفر گرفته ام .!
میگویند بدون هیچ چمدان و بند و بساطی عزم سفر کرده ام ... نمیدانم بدون چمدان سفر کردن در آن زمان کار عاقلانه ای بوده است یا نه ؟!
هرچه فکر میکنم آن روزها را به یاد نمی آورم ، فکر میکنم و باز فکر، شاید سفرم با تصادفی همراه بوده است و من حافظه ام را از دست داده و دچارفراموشی شده ام زیرا که یقین دارم مدت اقامتم را در این دنیا مشخص کرده بودم اما به یاد نمی آورم!
در انتخاب مسافرخانه و هم اتاقی هایم چه انتخاب عاقلانه ای کرده بودم ؛مخصوصا هم اتاقی هایی که در این دنیا مرسوم است به آن ها پدر و مادر و برادر و خواهر میگویند.!
 میگویند استعداد یادگیری زبانم بالا بوده است ودر عرض 2 سال به زبان این دنیا مسلط شده ام!
میگویند 40 روز طول کشید تا به این سفر عادت کنم ، به آب وهوا به تغییر ساعت ، زمان ، مکان و....
.................................................................................................................................................................................
هونیای من!چرا همه ما فراموش کرده ایم که مسافر سرزمین عجیب وغریبی به اسم دنیا هستیم ، خانه مان مسافرخانه مان است ، خانواده مان هم اتاقی هایمان، مردم هم، هم سفرهایمان هستند... چرا فراموش کرده ایم همه به یک شکل و با یک وسیله به این دنیا مهاجرت نموده ایم وروزی هم به وطن اصلی مان باز می گردیم..؟





دیدگاه ها : () 




آخرین ویرایش: جمعه 26 اردیبهشت 1393 12:24 قبل از ظهر



 
لبخندناراحتچشمک
نیشخندبغلسوال
قلبخجالتزبان
ماچتعجبعصبانی
عینکشیطانگریه
خندهقهقههخداحافظ
سبزقهرهورا
دستگلتفکر